۱۳۸۸/۲/۱۶

CREATION bugs 2

پایین را نگاه کرد. سگ را دید که مدام دمش را تکان میدهد. رویش را آنور کرد و استخوانی برداشت. بلند شد و استخوان را به آن سمت دیوار پرتاب کرد. سگ به سمت دیوار رفت. مدتی ایستاد. دمش را همچنان تکان میداد و دور خودش می چرخید. صندلی تاشو اش را باز کرد و دراز کشید. کلاه پهنش را روی صورتش گذاشت و به خواب رفت.
پایش را کسی می لیسید. مطمئنا او نبود. او به گونه ی دیگر شروع میکرد. سگش بود. این را از حرکات سریع و بی دقتش میشد فهمید. کلاهش را از روی صورتش کنار زد. سگ مدام دمش را تکان میداد و تند تند نفس میکشید. سرش را آنور کرد. باز استخوانی برداشت. بلند شد و استخوان را به آن سمت دیوار پرتاب کرد. سگ به سمت دیوار رفت. مدتی ایستاد.
دمش را همچنان تکان میداد و دور خودش می چرخید. باز دراز کشید. کلاه پهنش را روی صورتش گذاشت و برای نیم ساعت دیگر زن به خواب رفت.
پایش را کسی می لیسید....

۱ نظر:

Farzad گفت...

سگ ولگرد دم می جنباند برای عابر کور!