۱۳۸۷/۱۲/۹

در را بست

در را بست، با اطمینانی که ناشی از رفتنی دراز و بی انتها دارد. در را بست و قدم برداشت.
سر خورد و روی زمین متلاشی شد. هوا برفی بود.

۱ نظر:

Alix گفت...

Dar ra bast,... 2 jmle ba yek shoru ...
s
s