۱۳۸۷/۱۱/۱۴

ساحل امن قصه ها

من شدیدا به ساحل امن قصه ها نیازمندم.
روی شن ها دراز بکشم، عینک دودیم رو بزنم، کوکتل* مورد علاقم رو بنوشم و جودی هم رو به روم، با همون بیکینی ای که دوست دارم عشوه بیاد. اخرش هم با ناز بهم بگه میای بریم تو آب و من بگم نه.



* cocktail