۱۳۸۷/۱۰/۳۰

اون فقط با تیغ شیو میکنه

خمار بلند شدم. سرم سنگینه. نمیتونم خودم رو تحمل کنم. سرم رو میخارونم. از دست موهام خسته شدم. میرم دستشویی. همیشه یه پاک سیگار تو دستشویی هست. سیگاری روشن میکنم. سرم رو میندازم پایین. بدون هدفی، فقط پایین رو نگاه میکنم. حمامش تموم شده. تازه به حضور من پی برد. شایدم اون حس منو داره که متوجه من نشد. پرده رو میکشه. میاد بیرون، روی وان میشینه. تیغ رو بر میداره. خم میشه و به آرامی تیغ رو از پایین، روی پاش حرکت میده و به بالا میاد تا اینکه به زانوش برسه. لحظه ای مکث میکنه. به من نگاه میکنه و دوباره ادامه میده.
اون فقط با تیغ شیو* میکنه. معتقده تکنولوژی زیبایی رو می کشه. شاید به این دلیله که تاحالا نتونستم ترکش کنم.





* shave

۱ نظر:

Farzad گفت...

هووم خیلی خوب و ساده بود...