۱۳۹۱/۲/۱۹ ه‍.ش.



دستامو مشت کرده بودم
چشامو بسته بودم. بهم فشارشون میدادم
نفسم بالا نمیومد
پدرم بود
زنگ زده بود
از راه دور
چاقو خورده بود، زخمی بود
زنگ زده بود صدامو بشنوه
چشام بسته بود
دستامو مشت شده بود
پدرم زخمی بود
خواب بود کابوس بود
هرچی که بود
پدرم بود
هرچی باشه
پدرم هیچوقت نباید زخمی بشه