۱۳۹۰/۱۱/۵ ه‍.ش.





بلدش نیستم. امیدواری، مقدمه نمی طلبه. بلد نیستم واستم، سرمو بلند نگاه کنم و نپاشم. سختی، به سخت بودن نیست. به اینه که چقدر میتونی خودتو نگه داری.‏
میبرم، در میرم و میرم. بالا که برم، مث آدم نمیام پایین، با سر میخورم زمین.‏
راه میرم. مدت هاست راه میرم. راه بری، در راهی، تو جاده ای. مقصد اهمیتشو از دست میده.‏




۱۳۹۰/۱۰/۲۸ ه‍.ش.




خوابیده. نور آفتاب، به مانند زن محجوبی که پایش را برای اولین بار به خانه غریبه ای میگذراد به درون روانه میشود. روی تخت خوابیده است. ملافه ای از زیر سینه هایش تا پایین شکمش را پوشانده است. به وری تمایل شده است. خواب است. سبکی و بی حسی بدنش گویای آن است. کنارش نشسته ام، روی تخت. تخت خالی از هر چیزیست، جز من و او. انوار آفتاب روی بدن لختم می لغزند. محل نمیدهم. به او فکر میکنم. به او فکر میکنم. تمام لحظاتمان را مرور میکنم. محل نمیدهم. دیگر محل نمیدهم. بازگشتش محل دادن میخواست. و نگه داشتنتش محل ندادن. حل است. باطل نیست. صادر است. دیگر مح نمیدهم. محال است. محلش نمیدهم تا محلم بدهد. کنارش نشستم، نه کاملا نشسته و نه کاملا دراز کشیده. حالت معلقی. سرا پایش را مینگرم. دیگر گمش نمیکنم. نمیگذارم. محال است. گم کردنش همان  قدر سخت بود که گم کردن خود من. نمیتوانم. توانی ندارم. سختی نیست. خفگی است. کلافه شدن. به خرت و پرت افتادن. و سرفه کردن. هرزه گفتن. و گم شدن. بی خردی و نادانی. زدگی و زده شدن. همه چی احتمال و همچنین محال است. احتمالات سرآغازی بر محالات است. 











برای که کارها رو میسازیم؟
میسازیم که سازش کنیم؟
کنیم که چرایی کنیم؟
سرانجام ما ننوشتن است
از هرزگی گدایی کردن
به دروغن مهر راز زدن 
بر صدای تق تق تایپ رایتر، شعر ها سراییدن است

میسازیم که چکار ها کنیم؟ 
 و بر نچراییدنمان زاری کنیم
قصه ها را شسته و نرفته بخوانیم
و همه ی کشتزارها را خالی کنیم

بسازیم که به درد چه زنیم؟
به سرای که رویم
و بر سوگ چه کسی گریه کنیم؟
بخندیم که به کجا میرویم؟
و برقصیم بر مزار نداشته هامان

چرا میخندیم؟
چرا میگرییم؟
و چرا نوردیم
از نردبان چرا ها بالا میرویم
و از بالا مینگریم
و همه از چرایی میگویند
و به چرایی گیر میدهند
که همه کجا و بر هر کجا گریزانیم

برای  چه بسازیم؟
به چه بیافزاییم؟
به خرج که بنگاریم؟
به ساز و دهل بنوازیم؟

به درد همه ی لغات نمیخوریم
به رقص همه ی نت ها تن نمیدهیم
و بر همه چی میتازانیم