۱۳۸۷/۱۱/۱۱ ه‍.ش.

پُل

حرفای تو برای آدمی که بر لبه ی پلی وایساده و میخواد خودکشی کنه، زمانی تاثیر داره که خودتم روی اون لبه ایستاده باشی.

۱۳۸۷/۱۱/۱۰ ه‍.ش.

تهران - قشم

این دیدگاه که میگوید هیچ دسترسی به جهان پس از مرگ وجود ندارد، ابلهانه است. مثل آن میماند که انتظار داشته باشیم در میدان ونک، خطی های تهران-قشم باشد. برای آنکه از تهران به قشم برویم و اگر بخواهیم راه زمینی را انتخاب کنیم باید به ترمینال جنوب مراجعه کنیم.
موضوع مهم اینجاست که من نمیدانم هنوز برای آن دنیا سرویسی در ترمینال هست یا نه.

۱۳۸۷/۱۱/۹ ه‍.ش.

ماشه

او که به شدت کلافه بود و از تمامی این برنامه ریزی های بیخود سر در نمی آورد با بی حوصلگی گفت:
"من به نقشه ی تـخمیه تو هیچ اهمیت نمیدم. من فقط بلدم ماشه رو بکشم و اینکارو خوب بلدم و فقط این واسم معنی داره. "

روی آنتن

همه دوست دارن جلوی دوربین باشن تا بقیه تصویرشون رو ببینن. ولی اون دوست داره پشت صحنه کار کنه. جایی که تصمیم گرفته میشه تصویر چه کسی روی آنتن بره.

holly stuff 3

در راستای تعالی هنر قدم بردارید، پرورش نیروهای معنوی درونتان.
هوراااااااااا

۱۳۸۷/۱۱/۸ ه‍.ش.

ونک نمیری؟

+ آقا مسیر بعدیتون کجاست؟
- مسیری ندارم. همنیجوری دارم میرم.
+ ونک نمیری؟
- من مسیری ندارم. همینجوری دارم میرم.

۱۳۸۷/۱۱/۵ ه‍.ش.

۱۳۸۷/۱۱/۱ ه‍.ش.

1500 تومان

دوباره 1500 تومان. تا آخر ماه بعد. میدونم اندفعه هم نمی میرم. حداقل هزار پونصدمین باریه که 1500 تومان بیشتر ندارم.

۱۳۸۷/۱۰/۳۰ ه‍.ش.

آمریکایی جایی

این روزا، وقتی مادرم رو میبینم یه چیزی درونم میگه که داره میمیره. خیلی داغون میشم اگه بره از پیشم. بعضی وقتا شبا میرم تو تراس گریه میکنم. نمیدونم، انگار بهم الهام شده.
ولی با این حال، احساس میکنم اگه یه موشک قاره پیما داشتم و نشونش میگرفتم به سمت آمریکایی، جایی، هیچ وقت همچین حسی رو نداشتم.

اون فقط با تیغ شیو میکنه

خمار بلند شدم. سرم سنگینه. نمیتونم خودم رو تحمل کنم. سرم رو میخارونم. از دست موهام خسته شدم. میرم دستشویی. همیشه یه پاک سیگار تو دستشویی هست. سیگاری روشن میکنم. سرم رو میندازم پایین. بدون هدفی، فقط پایین رو نگاه میکنم. حمامش تموم شده. تازه به حضور من پی برد. شایدم اون حس منو داره که متوجه من نشد. پرده رو میکشه. میاد بیرون، روی وان میشینه. تیغ رو بر میداره. خم میشه و به آرامی تیغ رو از پایین، روی پاش حرکت میده و به بالا میاد تا اینکه به زانوش برسه. لحظه ای مکث میکنه. به من نگاه میکنه و دوباره ادامه میده.
اون فقط با تیغ شیو* میکنه. معتقده تکنولوژی زیبایی رو می کشه. شاید به این دلیله که تاحالا نتونستم ترکش کنم.





* shave

۱۳۸۷/۱۰/۲۷ ه‍.ش.

۱۳۸۷/۱۰/۲۶ ه‍.ش.

پس ساکت باش

تو هیچی از دیوارای سر به فلک کشیده، که تنها همدمت میتونن باشن نمیدونی.

educational fact

هیچ وقت جزوه ی درسی اشتباه نمیکنه
این تویی که در اشتباهی

مسواک زدن

دندونامو هرشب مسواک میزنم
سفید ِ سفیده
یه بوس میدی؟

هنوز

ایستادم، سیگار میکشم
از من خوشش اومده
اون دور وایساده، نمیره
هنوز دارم سیگار میکشم

۱۳۸۷/۱۰/۲۰ ه‍.ش.

technologic stuff 4

استفاده از firefox مث این میمونه که ک-ا-ندوم گذاشته باشم ولی لذت س-ک-س، بدون ک-ا-ندوم رو داشته باشم.

fishing

everything doesn't make sense so let's go fishing

چگونه یک سد کار میکند

+ اول باید تمرکز کنی، فکرتو از هرچی خالی کنی
- بعد چی؟
+ بعد بزاری بیاد ولی فقط باید پشت سد نگه داری
- یعنی چی؟
+ یعنی نزاری خارج شه و به مراتع جاری شه
- بعد؟
+ وقتی حسابی دیدی جمع شده با فشار خالیش کنی. حواست باشه که سرشو بالا بگیری، اگه آدم سربه زیری هستی بیخیال شو.
- رکوردش چنده؟
+ دو متر و 20 خبر دارم. علی شاشو، یادته؟
- لعنتی، همیشه میدونستم تو شاشیدن رو دست نداره
- فکر میکنی موفق شم؟
+ فقط امیدتو از دست نده

۱۳۸۷/۱۰/۱۹ ه‍.ش.

آش و آبجو

+ آش درست کنیم؟
- ایول، بلدی؟
+ کاری نداره. هر چیز سبز تو یخچال دیدی رو بیار
- اینا رو فقط پیدا کردم
+ زیاد هم هست. اینا رو میریزیم تو دیگ و کلی آب و نمک و اینا قاطیش میکنیم و میزاریم درست شه
- ایول
+ 4 تا قوطی آبجو هم بزار تو یخچال سرد شه

( مدتی بعد)

- به نظرت خوب شده؟ یـَ، یـَ، یعنی اینو باید بخوریم؟
+ معلومه که نه، افتضاست
- پس چرا درستش کردیم؟
+ بپر آبجوها رو بیار، پسته هم یادت نره
- ایول

یه چیزی، پشت دیوار

همیشه میتونه احساس خوشایندی بهت بده وقتی فکر کنی که یه چیزی پشت دیوار وجود داره.

۱۳۸۷/۱۰/۱۸ ه‍.ش.

۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ه‍.ش.

یه سری پوکر باز خسته

طبیعیه که زندگی آدما، به یه سری عناصر سرگرم کننده نیاز داشته باشه. مثلا جنگ، عشق، کشتار، فقر، ایدز و کریستمس. وگرنه جهان رو یه سری پوکر باز خسته فرا میگرفت که دارن از سرطان ریه می میرن.

همه ی سوسکها مادرج ن ده اند

همش احساس میکنم یکی باید بمیره. یکی باید بمیره. امکان نداره. نمیتونه احساسم بهم دروغ بگه.
آهــــــــا،،، سوسک مادر ج ن ده تو باید میمردی.

بیشتر از این؟!

+ بیشتر از این؟! یعنی بازم میخوای؟!
- آره میخوام
+ خوب بیا

چراغ نفتی

چراغ نفتی همسایه، که با آن، چه شبهای تاریکی را روشن کردم.

۱۳۸۷/۱۰/۱۲ ه‍.ش.

پَر کشیدن

با قیافه ای جدی که حاکی از اعتماد به نفسش بود گفت:" 27 ساله داری اینو بهم میگی"
در دلش، از خوشحالی داشت پر میکشید. او فقط 25 سالش بود.